قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4771
تاريخ الفي ( فارسى )
« چون به سلطانيه رسى و قلعه به تصرف درآمد ، اموال آقا را ضبط كن . » و آن حضرت در مقام گرفتن عادل آقا كه هنوز جمعيت خوب همراه داشت شد . او آگاه شده غدرى نمود . صاحبقران از اطلاع او مطلع شد . شب لشكريان را خبر كرده كه صبح جبا پوشيده به درگاه آيند . روزى ديگر كه عادل آقا به درگاه آمد ، لشكريان صاحبقران كه تمام جبا پوشيده بودند ، او را دستگير كردند . او اظهار تأسف بسيار كرد ، اما سودى نداشت . به ياسا رسيده جزاى حرام نمكى را به ابلغ وجوه يافت . « 1 » عادل آقا در اوايل حال داروغهء سلاح خانهء اباقا خان ، ولد هلاكو خان بود و به مرور ايام كار او به اينجا رسيد . « 2 » و صاحبقران در پاييز به راه نخجوان رفت و حصار كرم « 3 » را به جنگ گرفت و حصار سرمارى « 4 » را نيز مسخر كرد . حاكم هر دو قلعه دستگير شدند و حصار قارص « 5 » را بعد از حصار و جنگهاى بسيار به صلح تسخير نمود . و حاكم آنجا چون مردانگى بسيار كرده بود ، نوازش يافت . و به ولايت تفليس درآمده شهر تفليس را كه [ 480 ب ] در تصرف گرجيان بىايمان بود به جنگ بسيار بگرفت و ملك بقراط ، حاكم قلعه گرفتار شد و بهواسطهء كثرت وحوش در آن صحرا نشاط شكار فرمود ؛ برانغار و جرانغار صف آراسته جرگه راست كردند و شكارى بسيار جمع آمده آن قدر كه ممكن بود كشتند و برداشتند و قلاع بسيار كه ذكر آن موجب تطويل است از گرجيان گرفته اكثر آنها را ويران كرده به ولايت شكّى « 6 » رفتند . و آن حضرت در شكّى مقام فرموده ، امراى دست راست و دست چپ به تسخير ولايات و قلاع نامزد شدند و به هرجا كه رفتند مظفر و منصور بازآمدند . تا دامن البرز كوه تاخت نمودند « 7 » و بازگشتند و قبله و قلعهء سرخ را مسخر ساخته بر آب كر « 8 » پل بستند و از آنجا به سعادت و كامرانى به قراباغ [ به حضور امير تيمور ] آمده بقراط ، حاكم تفليس را مسلمان كردند
--> ( 1 ) . روضة الصفا : « ديوارى بر رويش انداخته ، هلاكش كردند . » ( 2 ) . به گفتهء صاحب روضة الصفا در آغاز شحنهء سلاح خانهء بغداد بود و در خدمت سليمان اتابك سلطان اويس بود . چون سلطان اويس عراق عجم به پسر خود ، شيخ حسن داد ، عادل آقا به نيابت او در آنجا حكومت مىكرد . پس از مرگ سلطان اويس و قتل شيخ حسن و سلطان حسين ، سلطان احمد بر تخت نشست و به جهت استقلال و استبداد او با او متغير شد . عادل آقا به شيراز نزد شاه شجاع رفت و پس از آمدن تيمور به ايران به خدمت او رفت . تيمور حكومت عراق به او داد و چون از او اعمال خلاف مشاهده كرد به گرفتن و قتل او فرمان داد . - روضة الصفا ، چاپ زرياب خويى ، قسم ششم ، ص 1044 . ( 3 ) . ظفرنامه : كروم ؛ روضة الصفا : كرنى . ( 4 ) . متن : سرمانو ؛ روضة الصفا : سرمالو ؛ ظفرنامه : سورمارى ؛ تصحيح بر اساس البلدان ياقوت : سرمارى : شهر و قلعهاى در ميان تفليس و خلاط . ( 5 ) . نسخ : فارس . ( 6 ) . ولايتى در ارمنييه در نزديكى تفليس . ( 7 ) . ظفرنامه شامى ( ص 101 ) : « . . . تا اقاصى البرز كوه ، در مقام اطاعت و انقياد درآمده مجموع ولايات شابران و شمّاخى محكوم حكم و مأمور امير گشتند . » ( 8 ) . در نزديكى تفليس